شنبه, مارچ 21, 2026
Homeفارسیایا ما مزاحم ایران شویم یا نی؟

ایا ما مزاحم ایران شویم یا نی؟

نویسنده: شاه محمود میاخیل
سرپرست پیشین وزارت دفاع ملی

اکثریت سیاست مداران أفغانستان باالخاصه در نیم قرن اخیر، در روابط جهانی و با الخاصه همسایه ها موقف های متزلزل و دو گانه داشت.  این موقف های متزلزل به اساس روابط مخفیانه استخباراتی و منافع شخصی در بدل امیتازات نا چیز بود که باعث ناکامی ملت افغانستان در سالهای متمادی شده است.

یکی از این سیاست ها ناقص، تعریف از نه شناختن دوستان و دشمنان ستراتیژیک در روابط بین الملل و منطقه بود. سیاست بیطرفی یا سیاست ناچاری مشکلات را به بار اورد که در نیم قرن اخیر، افغانها خساره مالی و جانی زیاد را پرداخت و حالا هم افغانستان به یک سمت نا معلوم در حال حرکت است.

سوال مهم این است که ایا ایران و پاکستان دوست ستراتیژیک افغانستان است یانی؟

اگر نیست پس چرا ما مزاحم نشویم در حال که در سال های متمادی پیش از جمهوریت، در زمان جمهوریت و بعد از حمهوریت، حکومت های اخوني ایران از پاکستان کرده اضافه تر در بی ثباتی افغانستان نقش داشت.

چرا سیاسیون سابقه او حالا کسانیکه ادعا سیاست میکند بخاطر منافع شخصی از قبیل پول های نا چیز اوپراتیفی یا به اصطلاح خرچ دستراخوان حویلی ها، اقامه ویزه به خود و فامیل خود، منافع افغانستان را در نظر نه میګیرد و از منافع ایران او پاکستان دفاع میکند.

در اینجا من تنها در باره ایران به شکل اجمالی صحبت میکنم که ایران در  سالهای پسین چه خسارات را به منافع ملی افغانستان وارد کرده است.

ایران، رهبری بیست ساله جمهوریت و تنظیمهای جهادی را تشویق میکرد که افغانستان شریک ستراتیژيک امریکا نشود زیرا انها میفهمیدن که اګر جمهوریت تقویه و شریک ستراتیژيک مثل امریکا داشته باشد، منافع ایران و پاکستان در خطر میباشد. سیاست مداران افغانستان به خاطر منافع ایران و پاکستان با امریکا پالیسی خصمانه را در پیش ګرفت که در انجام این پالیسی خصمانه با امریکا، افغانستان را به بربادی کشانید.

وقتیکه مارشال محمد قسیم فهیم در جون ۲۰۰۲میلادی به ایران سفر داشت و با فرماندار سپاه پاسداران جنرال یحیی رحیم صفوی، وزیر دفاع ایران و علی شمخانی در باره ساختن اردو افغانستان ملاقاتهای داشت، ایرانیان به ایشان چنان وانمود ساخته بود که امریکا در پی این است که جمهور رئيس کرزی را از سمت اش دور کند و کسی دیګری را به عوض ان تعین کند. جمهور رئيس کرزی که همیشه به تیوري های کانسپراسې یا شک عقیده داشت، این مسله در ذهن اش هک شده بود و هر کسیکه قدرت اش را چلینج کرده میتوانیست، اتهامات به طرفداری امریکا بالای اش وارد میکرد که از منافع امریکا دفاع میکند. حتی یکدفعه در حضور داشت همه والیان افغانستان، انها را به اتهمام روابطه با خارجیان دریک مجلس با والیان متهم کرده بود و همه را جاسوس خطاب کرده بود.

ایران همواره کوشش کرد که با ادارات نظامی افغانستان روابط ستراتیژيک داشته باشد. بعد ار جولای ۲۰۲۰میلادی که بنده برای مدت هشت ماه به حیث معاون اول و سرپرست وزارت دفاع افغانستان ایفای وظیفه داشتم، ایران باز هم کوشش کرد که با افغانستان به ضد امریکا روابط ستراتیژیک داشته باشد. در این باره پسان ها خواهم نوشت.

ایران در زمان جمهور رئيس کرزی،  به دفتر جمهور رئيس کرزی بسته های پول مخفی میداد که پسان ان پول ها رسوا شد و دلایل نا مشروع به ان میتراشید. به اساس این پولها، ایران در ارګ و شورا امنیت افغانستان نفوذ پیدا کرد. رهبران ایران از ارګ افغانستان به ضد امریکا شعار میداد. امریکا این شعار ها را نادیده نمیګرفت. وقتیکه یک کشور در مقر ارګ و شورا امنیت ملی نفوذ پیدا کند، پس میتواند که در همه دستګاه های دولتی نفوذ داشته باشد. ګروپهای جهادی و رهبران ان همیشه در خدمت ایران بود و به عوض منافع افغانستان از منافع ایران دفاع میکرد که این سلسله تا حالا دوام دارد.

ایران عده مهاجرین افغانستان را به نام فاطمیون به خاطر منافع ایران در سوریه و عراق در بدل پول ناچیز استخدام و جنګانید. اعضای مهم رهبری طالبان در ایران بود و ملا منصور با ایران رفت امد داشت که در بلوچستان کشته شد و حتی بقایا القایده هم در ایران وحود داشت.

در زمان ماموریت بنده بحیث والی در ننګرهار، همه خارجیهای مربوط داعش که دستګیر شده بود، از راه ایران به افغانستان امده بودند. وقتی که معاون اول و سرپرست وزارت دفاع بودم و به معاون لوی درستیز ایران، جنرال نظامی در یک ملاقات صحبت داشتم این مسله را با ایشان مطرح کردم.

ایران ار راه ارین بانک میلیارد ها ډالر به ایران قاچاق میکرد که باالاخره ارین بانک بسته شد. ایران مسایل مذهبی و قومی را توسط قونسلکری های خویش دامن می زد. ایران مانع ساختن بند های بخش آباد و سلما بود. مثال های دیګری هم وجود دارد.
افغانان که بخاطر دفاع از حقوق خود و ظلم ایرانیان صدا بلند میکند، چرا این مزاحمت شمرده میشود. جنګ ایران و اسرایل یا با امریکا جنګ مذهبی نیست بلکی به اساس منافع دو کشور است. در روابط بین الدول منافع مهم است نه مسایل قومی، زبانی و فرهنګ مشترک. اګر این مسایل مطرح میبود، ایران چرا با عراق چندین سال جنګ کرد و عراق طرفدار امریکا هم نبود.
ایران فعلا هم سیاست دوګانه مثل پاکستان بازی میکند. هم با طالبان روابط خوب دارد و هم به عده مخالفین طالبان کمک میکند، دفاتر داده و پول و خرچ حویلی های شان را میدهد. سیاست ایران در مقابل افغانستان صادقانه نیست و به اساس منافع ایشان استوار است. افغانها هم باید به خاطر منافع خود فکر کند نه منافع ایران و کشورهای دیګر.
لحاظا افغانها حق دارد که هر نوع ظلم ایران را در مقابل افغانهای مان که انها را به جبر از خاک خود اخراج میکند، پولهای شان را میګیرد او حتی ویدیوی را امروز دیدم که اعضای فامیل ها مثل خانمها و همسران شان را از یکدیګر و اولاهای شان جدا و اخراج میکند، این عمل ایرانیان خیلی قابل تاسف و تقبیح و هم مداخله ایشان را در افغانستان محکوم کنیم. این مراحمت نیست بلکی دفاع از حقوق افغانها است.

اړونده مطالب

LEAVE A REPLY

Please enter your comment!
Please enter your name here